استعلام قیمت و تامین هر تناژ مصالح ساختمانی
میلگرد
کاشی و سرامیک
شیرآلات

نسل آگاه‌تر و مطالبه‌گرتر از راه رسیده؛ مدل مدیریت، کاسبی و حکمرانی هم باید تغییر کند

دسترسی بیشتر به اطلاعات، مقایسه و انتخاب، قواعد قدیمی فروش، مدیریت و ارائه خدمات را با یک پرسش جدی روبه‌رو کرده است تغییر رفتار نسل‌های جدید فقط در نوع خرید یا میزان استفاده از فناوری...

سیوان لند سید محمد فتاح جهرمی

فهرست مطالب

دسترسی بیشتر به اطلاعات، مقایسه و انتخاب، قواعد قدیمی فروش، مدیریت و ارائه خدمات را با یک پرسش جدی روبه‌رو کرده است

تغییر رفتار نسل‌های جدید فقط در نوع خرید یا میزان استفاده از فناوری خلاصه نمی‌شود. دسترسی گسترده‌تر به اطلاعات، امکان مقایسه و قدرت انتخاب، شیوه تصمیم‌گیری این نسل را تغییر داده و به‌تبع آن، انتظارات از کسب‌وکارها، مدیران و حتی نظام اداری نیز در حال تغییر است. سیدمحمد فتاح جهرمی، بنیان‌گذار سامانه‌های سیوان‌لند و مازیس، معتقد است این تحول باید به بازنگری جدی در مدل‌های فروش، مدیریت، خدمات عمومی و زیرساخت‌های تصمیم‌گیری کشور منجر شود.

مشتری جدید؛ فقط خریدار نیست، انتخاب‌گر است

در مدل سنتی، بخش قابل توجهی از اطلاعات در اختیار فروشنده، تولیدکننده یا واسطه قرار داشت و مشتری برای اطلاع از قیمت، کیفیت، موجودی و شرایط خرید، وابستگی بیشتری به عرضه‌کننده داشت.

امروز این معادله تغییر کرده است. مشتری می‌تواند پیش از خرید درباره یک محصول یا خدمت تحقیق کند، قیمت‌ها را مقایسه کند، مشخصات گزینه‌های مختلف را ببیند، تجربه سایر کاربران را بررسی کند و سپس تصمیم بگیرد. این تغییر، فقط ابزار خرید را عوض نکرده؛ قدرت تصمیم‌گیری مشتری را نیز افزایش داده است.

گزارش‌های جدید درباره رفتار مصرف‌کنندگان جوان نیز نشان می‌دهد مسیر سنتی خرید در حال فشرده‌تر شدن است و جست‌وجو، ارزیابی و خرید بیش از گذشته در محیط‌های دیجیتال و در فاصله زمانی کوتاه انجام می‌شود. تفاوت این دو مدل را می‌شود این‌طور خلاصه کرد:

مؤلفه مدل سنتی مشتری مدل جدید مشتری
منبع اطلاعات وابسته به فروشنده و واسطه جست‌وجوی مستقل و مقایسه آنلاین
قدرت مقایسه محدود به چند گزینه در دسترس مقایسه گسترده قیمت، کیفیت و تجربه دیگران
عامل متقاعدکننده تبلیغ و ارتباط مستقیم فروشنده اطلاعات، دلیل و تجربه قابل اعتماد
سرعت تصمیم وابسته به مراجعه حضوری یا تماس در چند دقیقه، در محیط دیجیتال

نسل Z؛ نشانه یک تغییر بزرگ‌تر

نسل Z یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این تغییر است؛ نسلی که از ابتدا با اینترنت، تلفن هوشمند، شبکه‌های اجتماعی و دسترسی سریع به اطلاعات رشد کرده است.

اما تفاوت اصلی را نباید فقط در «آنلاین خرید کردن» خلاصه کرد. تفاوت مهم‌تر، شیوه رسیدن به تصمیم است.

مقایسه گزینه‌ها، بررسی تجربه دیگران، جست‌وجوی اطلاعات و ارزیابی اعتبار یک برند یا فروشنده، بخش مهم‌تری از مسیر خرید شده است. در عین حال، تحقیقات جدید نشان می‌دهد این نسل در کنار استفاده گسترده از ابزارهای دیجیتال، نسبت به اعتبار اطلاعات و اعتماد به منابع نیز حساس است.

این موضوع یک پیام روشن برای کسب‌وکارها دارد: مشتری جدید الزاماً با تبلیغ بیشتر متقاعد نمی‌شود؛ او اطلاعات، دلیل و تجربه قابل اعتماد می‌خواهد.

مدل کاسبی دیگر نمی‌تواند همان مدل گذشته باشد

بخش مهمی از کسب‌وکارها هنوز بر پایه رابطه، تماس مستقیم، تبلیغات سنتی و تجربه فردی فروشندگان اداره می‌شوند. این ابزارها همچنان ارزشمندند، اما دیگر به‌تنهایی کافی نیستند.

کسب‌وکار جدید باید بداند مشتری چه می‌خواهد، چه چیزی را مقایسه می‌کند، در چه مرحله‌ای از خرید تردید می‌کند، چرا از خرید منصرف می‌شود و چه عاملی باعث می‌شود دوباره به همان مجموعه مراجعه کند.

در این شرایط، داده از یک ابزار فنی به ابزار مدیریت و تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود. مدیری که رفتار مشتری را نمی‌بیند، نمی‌تواند به‌موقع مدل فروش خود را اصلاح کند.

پایان مدیریت صرفاً بر اساس تجربه؟

این تحول الزاماً به معنای کنار گذاشتن تجربه مدیران نیست. تجربه همچنان یک سرمایه مهم است؛ اما بازار امروز با سرعتی تغییر می‌کند که اتکا به تجربه گذشته به‌تنهایی می‌تواند تصمیم‌گیری را با خطا مواجه کند.

مدیریت آینده باید تجربه را با داده ترکیب کند؛ یعنی مدیر هم واقعیت‌های بازار را بشناسد و هم بتواند آنها را اندازه‌گیری، تحلیل و با عملکرد گذشته مقایسه کند.

در چنین مدلی، تصمیم مدیریتی از یک برداشت شخصی به یک فرایند قابل سنجش و ارزیابی نزدیک می‌شود.

فاصله میان سرعت مشتری و سرعت سازمان

یکی از چالش‌های مهم امروز، فاصله میان سرعت تغییر رفتار مشتری و سرعت تغییر سازمان‌هاست.

مشتری می‌تواند در چند دقیقه چند گزینه را بررسی کند، قیمت‌ها را کنار هم بگذارد و تصمیم بگیرد؛ اما ممکن است یک سازمان برای اصلاح یک فرایند ساده، هفته‌ها درگیر تصمیم‌گیری داخلی باشد.

این فاصله، در بلندمدت می‌تواند به یک ضعف جدی برای کسب‌وکارها تبدیل شود. سازمانی که کندتر از مشتری خود تغییر می‌کند، به‌تدریج ارتباط خود را با بازار از دست می‌دهد. چند نشانه ساده می‌تواند این عقب‌ماندگی را زودتر آشکار کند:

  • تصمیم‌های فروش و قیمت‌گذاری هنوز فقط بر اساس تجربه فردی مدیر گرفته می‌شود، نه رفتار واقعی مشتری
  • هیچ داده‌ای از دلیل انصراف مشتری از خرید یا مراجعه نکردن دوباره او جمع‌آوری نمی‌شود
  • اصلاح یک فرایند ساده داخلی هفته‌ها یا ماه‌ها زمان می‌برد
  • سازمان چند سامانه دارد اما همچنان برای شناخت وضعیت واقعی خود به گزارش دستی و برداشت فردی وابسته است

دولت نیز باید با شهروند جدید روبه‌رو شود

این تغییر فقط مسئله بخش خصوصی نیست. شهروندی که به خدمات سریع، دیجیتال، قابل پیگیری و شفاف دسترسی دارد، طبیعتاً همین سطح از انتظار را از خدمات عمومی نیز خواهد داشت.

از این منظر، تحول اداری را نمی‌توان صرفاً با تبدیل فرم کاغذی به فرم الکترونیکی یا افزایش تعداد سامانه‌ها تعریف کرد. مسئله اصلی این است که آیا این سامانه‌ها می‌توانند اطلاعات را به تصمیم تبدیل کنند یا خیر.

اگر دستگاه‌های مختلف اطلاعات تولید کنند اما این اطلاعات نتواند با یکدیگر ارتباط پیدا کند، مقایسه شود، راستی‌آزمایی شود و در اختیار مدیر تصمیم‌گیر قرار گیرد، صرفاً حجم داده افزایش پیدا کرده است.

سامانه بیشتر، الزاماً مدیریت بهتر نیست

یکی از مسائل مهم در مسیر تحول دیجیتال، تفاوت میان «سامانه‌سازی» و «هوشمندسازی» است.

سامانه زمانی ارزش مدیریتی پیدا می‌کند که بتواند بخشی از واقعیت را اندازه‌گیری کند، اطلاعات معتبر تولید کند و امکان تحلیل و تصمیم‌گیری ایجاد کند.

در غیر این صورت، ممکن است سازمانی ده‌ها سامانه داشته باشد اما همچنان برای شناخت وضعیت واقعی خود به گزارش‌های دستی، مکاتبات و برداشت‌های فردی وابسته باشد. زیرساخت واقعی تحول دیجیتال، داده قابل اعتماد و قابل استفاده در تصمیم‌گیری است.

حکمرانی آینده؛ از گزارش‌گیری به پایش

مدیریت مدرن به جای اینکه فقط منتظر گزارش پایان ماه یا پایان سال باشد، باید بتواند وضعیت را در طول فرایند مشاهده کند.

این تغییر، مفهوم نظارت را نیز متحول می‌کند. نظارت مؤثر یعنی امکان مشاهده روند، تشخیص انحراف، مقایسه عملکرد و واکنش به‌موقع؛ نه صرفاً دریافت گزارشی که ممکن است زمانی به دست مدیر برسد که امکان اصلاح بخش مهمی از مسئله از بین رفته باشد.

در این نگاه، داده می‌تواند از یک محصول جانبی فعالیت سازمانی به زیرساخت حکمرانی و تصمیم‌گیری تبدیل شود.

نسل جدید، مدیر و کارآفرین آینده نیز هست

اشتباه است اگر نسل جدید را فقط به عنوان «مصرف‌کننده جدید» ببینیم.

همین نسل به‌تدریج وارد بازار کار می‌شود، کسب‌وکار راه‌اندازی می‌کند، مدیر می‌شود و در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی نقش تصمیم‌گیر خواهد داشت.

بنابراین اگر امروز مدل‌های مدیریتی، سازمانی و اداری با نیازها و انتظارات این نسل فاصله داشته باشند، این فاصله در آینده می‌تواند بیشتر شود. نسل جدید انتظار دارد دیده شود، اطلاعات داشته باشد، انتخاب کند، مقایسه کند و درباره تصمیم‌ها پاسخ روشن دریافت کند.

تغییر از مشتری شروع می‌شود، اما به مدیریت می‌رسد

آنچه در رفتار خرید نسل جدید دیده می‌شود، در واقع بخشی از یک تغییر بزرگ‌تر است.

وقتی مشتری انتخاب بیشتری دارد، کسب‌وکار باید شفاف‌تر شود. وقتی کسب‌وکار شفاف‌تر می‌شود، فرایندهای داخلی آن باید قابل اندازه‌گیری‌تر شوند. وقتی کارکنان و مدیران جدید وارد سازمان می‌شوند، مدل مدیریت نیز باید با انتظارات جدید هماهنگ شود. و وقتی شهروندان انتظار خدمات سریع‌تر و شفاف‌تر دارند، ساختار اداری نیز نمی‌تواند برای همیشه با منطق گذشته اداره شود.

به همین دلیل، مسئله فقط فناوری نیست؛ مسئله تغییر تفکر مدیریتی است.

سؤال اصلی؛ آیا زیرساخت‌های ما برای جامعه جدید آماده‌اند؟

سؤال اصلی این نیست که نسل Z چگونه خرید می‌کند. سؤال مهم‌تر این است که آیا ساختارهای مدیریتی، کسب‌وکارها و خدمات عمومی ما برای جامعه‌ای طراحی شده‌اند که اطلاعات بیشتری دارد، مقایسه می‌کند و انتخاب می‌کند؛ یا همچنان با منطقی اداره می‌شویم که در آن اطلاعات محدودتر و انتخاب‌ها نیز محدودتر بود؟

نسل جدید فقط مشتری جدید نیست؛ شهروند، نیروی کار، مدیر و کارآفرین آینده نیز هست. بنابراین تغییر رفتار این نسل را نباید یک موضوع فرعی یا صرفاً فرهنگی دانست. این تغییر می‌تواند به یک مطالبه جدی برای بازنگری در چند حوزه تبدیل شود:

  1. مدل کاسبی و شیوه فروش
  2. مدل مدیریت داخلی سازمان
  3. شیوه ارائه خدمات به مشتری و شهروند
  4. زیرساخت‌های اطلاعاتی و جمع‌آوری داده
  5. روش‌های تصمیم‌گیری مدیریتی و حکمرانی

تغییر نسل، فقط تغییر مشتری نیست؛ نشانه تغییر قواعد بازی است.

سوالات متداول

نسل Z چه تفاوتی با نسل‌های قبل در خرید و تصمیم‌گیری دارد؟

تفاوت اصلی در شیوه رسیدن به تصمیم است، نه فقط آنلاین‌بودن خرید. نسل Z پیش از خرید مقایسه می‌کند، تجربه دیگران را بررسی می‌کند و به اعتبار اطلاعات حساس است؛ به همین دلیل با تبلیغ صرف متقاعد نمی‌شود.

چرا کسب‌وکارها باید مدل مدیریت خود را تغییر دهند؟

چون سرعت تغییر رفتار مشتری از سرعت تغییر سازمان‌ها جلوتر افتاده است. مدیری که رفتار و داده مشتری را نمی‌بیند، نمی‌تواند به‌موقع مدل فروش و تصمیم‌گیری خود را اصلاح کند.

تفاوت «سامانه‌سازی» و «هوشمندسازی» در تحول دیجیتال چیست؟

سامانه‌سازی صرفاً یعنی داشتن نرم‌افزار یا فرم دیجیتال؛ هوشمندسازی یعنی آن سامانه بتواند واقعیت را اندازه‌گیری کند، اطلاعات معتبر تولید کند و امکان تحلیل و تصمیم‌گیری واقعی ایجاد کند.

۵/۵ - (۱ امتیاز)
نویسندگان سیوان لند

تیم تخصصی سیوان لند؛ متشکل از کارشناسان با تجربه بیش از ۱۰ ساله در حوزه مصالح ساختمانی. محتوای ما بر پایه دانش فنی، تحلیل روز بازار و سال‌ها همکاری مستقیم با تأمین‌کنندگان و پیمانکاران تدوین می‌شود. سیوان لند را به‌عنوان مرجع قابل اعتماد خرید آنلاین و اطلاعات مصالح ساختمانی در ایران می‌شناسند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1781945699584.jpg (1).webp (5)
ثبت سفارش عمده مصالح ساختمانی از طریق:
چرا خرید از سیوان لند ؟
آخرین مطالب
آخرین اخبار
کارشناس فروش (شمال و مرکز)
کارشناس فروش (جنوب کشور)
واحد صادرات و بازرگانی