بازار مصالح ساختمانی برای عبور از محدودیتهای معاملاتی، فقط به ثبات اقتصادی و تقویت تقاضا نیاز ندارد. راهکارهای تأمین مالی هم لازم است؛ راهکارهایی که فاصله میان خرید مواد اولیه، تولید، توزیع و دریافت پول از خریدار را مدیریت کنند.
مشکل فقط قیمت نیست
در زنجیره تأمین ساختمان، مسئله تنها قیمت سیمان، میلگرد یا سایر مصالح نیست. تولیدکننده برای ادامه تولید به منابع مالی نیاز دارد. توزیعکننده باید هزینه خرید و نگهداری کالا را تأمین کند. سازنده هم ناگزیر است خرید مصالح را با جریان نقدینگی پروژهاش هماهنگ کند. وقتی دسترسی به اعتبار محدود باشد، معاملات سختتر میشود، حتی اگر کالا برای عرضه آماده باشد.
نگاه جهرمی: ظرفیت نظام بانکی کمتر استفاده شده
سید محمد فتاح جهرمی، بنیانگذار سامانه سیوانلند، معتقد است صنعت ساختمان باید بیش از گذشته به سازوکارهای مالی توجه کند. به گفته او، ظرفیت نظام بانکی برای پشتیبانی از معاملات این زنجیره هنوز بهخوبی استفاده نشده است، بهویژه ابزارهایی که خرید اعتباری، تسویه مدتدار و تأمین مالی متناسب با چرخه فعالیت بنگاهها را ممکن میکنند.
چه ابزارهایی میتواند کمک کند؟
اعتبار اسنادی (LC)، برات، اعتبارات بانکی و ابزارهای مبتنی بر اوراق مالی از جمله ظرفیتهایی هستند که میتوانند در خریدوفروش مصالح ساختمانی نقش داشته باشند. البته استفاده از آنها به ماهیت معامله، اعتبار طرفین و ضوابط بانکی بستگی دارد.
- اعتبار اسنادی (LC): بانک متعهد میشود پس از ارائه اسناد مطابق شرایط توافقشده، وجه کالا را به فروشنده بپردازد. این کار ریسک معامله را برای دو طرف کمتر میکند.
- برات: سندی که پرداخت در سررسید مشخص را تعهد میکند. بانک میتواند طبق ضوابط، برات را پذیرش یا تنزیل کند تا فروشنده پیش از سررسید به وجه آن دسترسی پیدا کند.
- اعتبار خرید: تسهیلاتی که به خریدار اجازه میدهد کالا را بدون پرداخت نقدی فوری تهیه کند.
- ابزارهای مبتنی بر اوراق مالی: روشهایی که تأمین مالی را از طریق انتشار یا استفاده از اوراق انجام میدهند و میتوانند بخشی از سرمایه در گردش بنگاهها را پوشش دهند.
استفاده هدفمند از این ابزارها وابستگی معاملات به پرداخت نقدی فوری را کم میکند و برنامهریزی مالی را برای خریداران و فروشندگان آسانتر میکند.
نقش بانکها چه میتواند باشد؟
بانکها میتوانند با طراحی خدمات متناسب با نیاز تولیدکنندگان، توزیعکنندگان و سازندگان، نقش فعالتری در گردش مالی صنعت ساختمان داشته باشند. نمونهاش استفاده از اعتبار اسنادی در معاملات واجد شرایط، پذیرش و تنزیل برات مطابق ضوابط، توسعه اعتبار خرید و بهکارگیری ابزارهای تأمین مالی مبتنی بر اوراق است.
اما اثربخشی این روشها به چند عامل بستگی دارد:
- شرایط اعتباری متقاضیان
- هزینه تأمین مالی
- تضمینهای موردنیاز
- سازوکار تسویه
بنابراین راهکارهای بانکی باید هم ریسک اعتباری را مدیریت کنند و هم برای بنگاههای زنجیره ساختمان از نظر اقتصادی قابل استفاده باشند.
فناوری؛ بستر شفافتر برای معاملات
فناوری میتواند اجرای این معاملات را شفافتر کند. وقتی اطلاعات تأمینکنندگان، مشخصات کالا، قیمت، شرایط تحویل و سوابق سفارشها در دسترس بانکها و فعالان بازار باشد، ارزیابی معامله دقیقتر میشود. اتصال فرایند خریدوفروش به خدمات مالی هم میتواند اعتبار را هدفمندتر ارائه کند، به شرط رعایت الزامات اعتبارسنجی، احراز هویت و مدیریت ریسک.
همکاری همه بازیگران بازار لازم است
توسعه این رویکرد بدون همکاری شبکه بانکی، تولیدکنندگان مصالح، شرکتهای توزیع، سازندگان و سکوهای تخصصی بازار ممکن نیست. هرچه ابزارهای مالی با نیاز واقعی معاملات و چرخه نقدینگی پروژهها هماهنگتر باشند، بانکها بهتر میتوانند از ظرفیت اعتباری خود استفاده کنند.
جمعبندی
بازار ساختمان برای بهبود گردش معاملات به چیزی بیش از اعلام قیمت نیاز دارد. ترکیب خدمات اعتباری بانکها با زیرساختهای دیجیتال خریدوفروش میتواند راهی عملی برای تقویت سرمایه در گردش، تسهیل معاملات و حمایت از ادامه فعالیت واحدهای تولیدی و توزیعی باشد. تحقق این هدف به محصولات مالی متناسب با واقعیت بازار و همکاری نزدیکتر نظام بانکی و زنجیره تأمین ساختمان وابسته است.